حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
244
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
موضع چريدهاند ، و بذان موضع بودهاند ، و بذان جاى بسيار پشم و موى جمع شده است ، و باصطلاح عرب پشم و موى را طراز « 1 » كويند ، پس اين ديه را بدين سبب طريز ناهيد نام كردند . و نيز گويند كه : آن را بذين سبب بذين لفظ نام نكردهاند ، بل كه آن را بزهره كه از ستاركان هفت كانه است نام كردهاند ، و نام آن ستاره به فارسى أناهيذ هست ، يعنى اين ديه طراز ناهيت « 2 » است . و على بن موسى اوسته « 3 » ، از پذر خود روايت كرده است ، كه : « طريز ناهيد دوازده سهم بوده است ، از ضيعتهآى همدان ، و آن كاريزى كم آب بوده است ، پس بائر « 4 » شده ، و اين ديه از آن مردى بوده است نام او سلمه از اهل همدان ، يك چشم ، و همه وقت از قلّت دخل ، و كرانى خراج آن شكايت كرده است . حسن بن محمّد ابن عمران بن عبد اللّه بن سعد أشعرى ازو بخريد ، و كاريز نو بر زمين ديهء ورزنهء ايّوب از بهر آن بديد كرد ، جون ايّوب پسر موسى أشعرى - صاحب جوسق « 5 » و ميدان بسروز ، كه صاحب ورزنه بود - حسن را از كندن آن كاريز ، و بيرون آوردن آب آن منع كرد ، تا آنكاه كه حسن يك نيمه از طريز ناهيد بايّوب بخشيد ، پس يك نيمه طريز ناهيد حسنيّه « 6 » گشت ،
--> ( 1 ) . در « لسان العرب » آمده است كه طراز فارسى معرّب است ، و درباره معناى آن گويد : الطّراز : هو الموضع الذى تنسج فيه الثياب الجياد . ( 2 ) . در اصل : ناحيت ضبط شده است . ( 3 ) . مصنف تاريخ قم بسيارى از مطالب كتاب را از افواه راويان گرفته است ، از بعضى بىواسطه و از بعضى ديگر با واسطه . از جمله راويانى كه سه بار از آنان بلا واسطه نقل مىكند ، على بن محمد اوسته است كه ترجمهاى از او در منابع نيامده است ، و در رابطه با همين ديه طريز ناهيد مصنف تاريخ قم در ( فصل اول از باب دوم ، در مساحتهاى قم ) سندى را آورده است ، كه در آن از حصه عبد اللّه جشنسفيار ملقّب به « اوشته » و هندو بن وار در اين ديه ياد شده است . ( 4 ) . خشكشدن . ( 5 ) . معرّب كوشك . ( 6 ) . از باب نسبت به حسن بن محمد بن عمران بن عبد اللّه بن سعد اشعرى .